میرزا کجا احمدی نژاد کجا؟؟؟بزرگداشت میرزا یا کوباندن روحانی؟؟؟

میرزا کجایی که برخی ها از تو بتی برای مردم ساخته اند تا براحتی از آن سواستفاده کنند
اگر هر کار خوبی کردند بگویند خودمان کردیم
اگر بدی کردند بگویند الگوی ما میرزا کوچک خان بوده است.


به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی آموج نیوز؛ سالهای درازیست بازیچه این قوم کبود شده ایم
کم خونی در جان مردم رخنه کرده و کسی نیست که مارا نجات بدهد از دست این دروغگویان تاریخ. تاریخی که هنوز مدتی از آن نگذشته بی پروا در چشمان ما نگاه می کنند و شب را روز و روز را شب جلوه می دهند.

۸ سال عمر گران مایه ما بپای عوام فریبی و بازی های پوپولیستی و تکراری آن دولت صادقه سپری گردید.
از تمام آن روزگاران تنها امروز یک روحیه پر از خشم و دلی پر از درد و نگاهی پر از اشک برای جوانان آن نسل باقی مانده و با تمام سختی های به یادگار مانده از آن دوران شب را به روز میرسانیم.

اما همچنان مقاومت میکنیم تا به بهانه عدالت و دفاع از مظلوم به ما ظلم کنند تا با مرگ تدریجی از دنیا برویم سکوت و خاموشی فریاد بی صدایی است که مرگ یک نسل را بهمراه دارد.

میرزا را بهانه ساختند تا عقده های فرو خورده خود را به گوش مردمانی که این روزها از درد مشکلات اقتصادی قامت شان به زمین ساییده می شود، برسانند. بسان کسانی که خود را منجی می دانند آمدند و سوار بر ماشین شیشه دودی و شاسی بلند و محافظین آمدند و از عدالت میرزا و از استقلال طلبی سخنرانی ها جاری ساختند.

اگر رطوبت گیلان کم بود
و اگر جنگلی نداشتیم
و یا دریایی موج نوازی نمیکرد
شاید میرزا تو اینجا نبودی و از تو برای طمع خود طعمه نمیساختند.
میرزا دوست دارم هر چه را با تو میگویم به آن مرد کاپشن پوش دیروز و کت و شلوار پوش امروز برسانی. مردی که دو دوره بر راس عالی ترین مقام اجرایی کشور حکم رانی نمود و از آن دوران چیزی جز فاصله طبقاتی و سقوط مفرط اقتصادی باقی نمانده بود، امروز دود حضورش همچنان بر چشمان ملت فرو می رود و حرفهای تازه اش ما را به خاطرات هشت ساله ارجاع می دهد.
تو گویی ما از خواب غفلت بیدار نشده ایم و یاد ۸ ساله بی تدبیری نیفتاده ایم.

خجالت یک زمانی عرقی داشت که وقتی میکشیدیمش عرق از پشانی بر زمین میچکید و سرخی گونه ها صدا میزد که تمامش کنید
اما امروز خجالت پلمپ شده و عرقش خشکیده است
به عرق خجالت هم رحم نکردند میرزا
اگر بدانی چه بنری برایت زده اند و تورا به چه شخصی چسبانده اند
حتم دارم با روحت در آخرت بازی میکنند و من نگران و دیده در خموشی شب نمی نهنم ترس از جدایی تو از تاریخ و سرنوشتی که داشتی چرا که تو کجا و پدیده عجیب عصر حاضر احمدی نژاد کجا؟
جاده ها را بستند تا کسی بیاید از تو بگوید. کسی میخواست از تو سخن براند که پرونده اش همچنان باز است بخاطر قصوراتش در دوران ریاست جمهوری..
نوع یارانه های کارشناسی نشده و گران کردن آب و برق و گاز و سبد کالایی که مناعت طبع مردم را نشانه گرفته بود، هر چه مردم را ضعیف و محتاج تر کردند، از جیب مردم برای خودشان خروار خروار توشه پر کردند.
از آن دوران که دولت پاک دستان بود اکنون اختلاس و دزدی های کلان کشوری در ذهنمان باقی مانده است و زنجانی ها را پروبال بخشیدید تا نفت را در شیشه های نوشابه ریختید و بخشیدید برای دور زدن تحریم هایی که شماها را فربه تر کرد و مردم ما را نحیف تر…
مدیران بی سواد را بوسیدید و جوانان لایق را کوبیدید و له کردید
تا امروز زیر منبر دولت روحانی
شاهد ذکر گویی وی باشیم

علی برکت الله

خلاصه کوتاه امدن از این مهمانی بزرگ و هزینه های پشت پرده ای که اگر وجدان داشتید برای خانواده های بی بضاعتی که مردان آن شرمنده هستند و دستشان خالیست پر میکردید تا شاید خدا بخشی از گناهانتان را بخشید
قدرت هضم احمدی نژاد آنقدر بالا بود که هر چه خورد چاق نشد
اگر چاق میشد نشان از سیری خود بود اما اینکه باز همان است یعنی سیر نشده است این با خود خشکسالی آورد
تعبیر یوسف گونه ای ذهنم را درگیر کرده است
بکوشید و آگاه به زبان چرب این مرد باشید.
دیروز میرزا بهانه ای شد تا احمدی نژاد در قامت یک منجی قد راست کند. آمده بود تا از اوضاع آشفته بازار و از آب های گل آلود برای خود ماهی صید کند.
دولت روحانی آنقدر ضعف دارد که ما هم تریبون دست مان بدهند چنان روضه ای بخوانیم که اشک ها سراریز گردد.
اما اوج مصیبت اینجاست که مداح و روضه خوان این روزها احمدی نژادی باشد که خودش تراژدی ترین برهه تاریخ این سرزمین را رقم زده است.

🔴عادله رحمتی خواه
کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی _گرایش مالی

🔴یادداشت های منتشر شده صرفا دیدگاه  آموج نیوز نبوده و مطالب جهت گردش آزاد رسانه ای از سوی مخاطبین منتشر گردیده و نظرات انتشار یافته دیدگاه شخصی افراد نویسنده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image